خرید بک لینک

شعر انقلاب

ظلم بود و آتش و تباهی و فساد و فقر

بی عدالتی و بی سوادی و جدایی از خدا

دین و بندگی ز هر چه زندگی جدا

کشوری که نفت و معدنش بس است

تا که مردمش همه

با دلی سیر هر شب به بستر آرمند

حال شب ها سرش میان خار يا خس است

کشوری که ثروت و درآمدش سرآمدست

لیک ثروتش همه

غیر کارآمدست

چونکه ثروت كلان مملکت فقط

بهر عده ای ممر درآمدست

حاکمان ما همه كه نوکران اجنبی

و اجنبی که بر منابع و منافع ملتم چشم دوخته

و شاه خودفروخته که نمیدانم از کجا درآمدست

او که چشم گوی اجنبی است

بر سفیر کشور ایالات متحد

بر وزیر و کاردار و دیپلمات انگلیس نوکری کند

چونکه نوکری برای اجنبی خوشامدست

* * *

از حجاب دختران كشورم دگر مپرس

امنیت کجاست؟ دلت خوش است

و وابستگی به غرب موج می زند در این مرز و بوم

نماد آزادی ملتم «ساواک» و «قصر »و ترس

پس شعار آزادی از ستم

لاجرم پیامدست

* * *

ناگهان ز حوزه سیدی جلیل

كه روح خدا بود و بت شكن همچون خليل

با شجاعتی علی گونه، با شعار آزادی از ستم

با مرام عزت آفرين مكتب حسین

و ملتی که با اشاره اش

و با نگاه ساده اش

جان نثار مکتبش کنند

انقلاب و خیزشی نمود

که مثل آن در جهان نیامدست

* * *

قطره قطره مردم این مملکت

جمع گشته چون رود جاری شدند

رودها به هم رسیده و سیل شد

سیل از شاه و شاهنشهی قرن هابنیان شکست

ظلم رفت و بی عدالتی ز هم گسست

انقلاب پیروز شد ولی

پیش روی ما هنوز راهها و چاهها و قله هاست

تنگه ها و پیچ ها و گردنه که از سوی دشمنان برآمدست

* * *

و نباید از «ولایت فقیه»

لحظه ای _خدای ناکرده _ شد جدا

دست نااهل ها نباید افتد انقلاب

ورنه انقلاب ما مطمئناً از مسیر راستین خود درآمدست

ولی بدان که ملت رشید ما به کوری چشم های دشمنان

در بصیرت و وفا به رهبری

در تمام قرن ها در این جهان سرآمدست ...


موضوعات مرتبط: اجتماعی ، اشعار
برچسبها: انقلاب , 22 بهمن , امام خمینی , دهه فجر , اشعار راضی

برچسب: نویسنده: مانی عابدی تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 14:02

صفحه بندی